محمدتقى نورى
374
اشرف التواريخ ( فارسي )
كين كمين آورده ، از كميّت و كيفيّت ايشان آگاه و امناى شوكت شهزادهء بلنداختر را از يافتن چنين صيدى « 1 » مورد انتباه ساخته ، متمنّى گرديد كه از جانب اشرف فوجى به معاونت او مأمور كه شايد به دستيارى مأمورين و نيروى طالع فيروزى قرين تحصيل جاه و آبى نموده باشد . برحسب استدعا و استيذان حاكم بزنجرد شهزادهء ظفرپرورد و فوجى از غلامان بهرام نبرد را با سعادت قلى خان بغايرى شعر « 2 » دليران شايسته كارزار * دمنده هژبران نيزهگذار مأمور به معاونت او فرمود كه بالاتّفاق بر سر ارباب نفاق و شقاق تاخته ، به قدر وسع كار آن گروه « 3 » برحسب مرام ساخته باشند . امتثالا لامره سعادت قلى خان و غلامان مأمورين نجف على خان پيوسته در اواخر حوت كه از شدّت برودت و سرما ماهى را در دريا به سبب انجماد آب عبور و شنا از « 4 » محالات مىنمود ، مغافضة « كالبرق الخاطف و الريح العاصف » به سروقت آن خون گرفتهها پرداخته ، در روز عيد نوروز به بنگاه آن تيرهروزان ريخته ، روز عيد را بر آن سيهروزان شب عزا ساختند . ابطال آن قوم ظلوم به قدم مدافعت پيش آمده سپر مكاوحت بر رو كشيدند و به قدر ميسور در مقابلت فوج منصور كرّ و فرّى نمودند و ليكن مفيد فايده نشد . « 5 » آرى سيل بلا را به خار و خاشاك نتوان بست و سنگ حادثه را با مشت تدبير نتوان شكست . افواج ( 151 ب ) قاهره چون سيل بلا به آن جد آمده دست به استعمال سيف و سنان گشودند . مردان « 6 » ايشان را چون عقاب كه دانه بربايد در دمى به منقار قهر ربودند و زنان و اطفال آن گروه مكروه را اسير سرپنجهء تقدير نموده مظفّر و منصور با اسير فراوان و اموال بىپايان عطف عنان به ركاب سعادت دستور شهزاده بىهمال و اسرا را با سرهاى قتيلان به نظر اشرف رسانيده ، ساغر آمال هريك از بهادران جلادتمند مالامال صهباى اقبال آمد .
--> ( 1 ) . مج : از وقوع صيدى چنين . ( 2 ) . ملك : ندارد . ( 3 ) . مج : گروه را . ( 4 ) . مج : از جمله . ( 5 ) . مج : نگشت . ( 6 ) . مج : و مردان .